مرتضى مطهرى
419
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
تبصره : وجود مطلق به شرط لا ، وجود مطلق لا به شرط در اينجا ما به يك مطلب ديگرى بايد اشاره كنيم و با يك توضيح كوتاه رد شويم چون اين توضيح براى فصل آيندهمان لازم است . مطلب اين است كه گاهى مىگويند « وجود مطلق » « 1 » و منظورشان از « مطلق » به شرط لا از محدوديت است ؛ يعنى وجودى است لامحدود كه مقيد به نامحدودى است ، كه اين فقط منحصر به ذات واجب الوجود مىشود . بنابراين در آنجا كه مىگوييم : « تو وجود مطلق و هستى ما » منظور ، مطلق به معنى به شرط لا است . ولى گاهى مىگويند « وجود مطلق » و منظورشان لا به شرط از به شرط لائيّت و به شرط شيئيّت است . لا به شرط به اين معنا يعنى مىتواند محدود باشد و مىتواند نامحدود باشد ؛ وجود مطلق به اين معنا يعنى وجودى كه مىتواند محدود باشد و مىتواند نا محدود باشد ؛ مطلق است از محدوديت و نامحدوديت ، هر دو . آن وقت در آنجا كه بحث از اصالت وجود مىكنيم يا بحث از تشكيك حقيقت وجود مىكنيم و مىگوييم حقيقت وجود يك حقيقت مشكّك است ، مقصود همين وجود مطلق به معنى لا به شرط است و لهذا ، هم شامل واجب الوجود مىشود هم شامل ممكن الوجود . لا به شرط قسمى و لا به شرط مقسمى : در اين تقسيم بندى يك بحث خيلى عالى آوردهاند كه چون اصل بحثش در آينده خواهد آمد فعلا فقط اشارهاى مىكنيم : بحث اين است كه گفتهاند دو نوع لا به شرط در مفاهيم داريم : لا به شرط قسمى و لا به شرط مقسمى ( كه اين هم از بحثهايى است كه تقريبا بعد از بوعلى مطرح شده است ) ؛ چون ما مفهوم به شرط شىء داريم ، مفهوم به شرط لا داريم و مفهوم لا به شرط داريم كه اينها سه قسمند از يك معناى عامّى كه به اين سه تا تقسيم مىشود ؛ عام هم لا به شرط است نسبت به اين سه تا . بعد اين بحث طرح مىشود كه پس فرق اين معناى عام با اين لا به شرط كه قسم خودش است چيست ؟ مىگويند اينها با همديگر فرق دارند ، اين را مىگويند « لا به شرط قسمى » و آن را مىگويند « لا به شرط مقسمى » .
--> ( 1 ) . يكى از بحثهاى خيلى دامنهدار كه عرفا به يك اصطلاح طرح كردهاند و حكما به اصطلاح ديگرى ، خود عرفا هم شايد اصطلاحات مختلف دارند و حكما هم همين طور ، همين بحث وجود مطلق است ، چون اين اصطلاحات كاملا جا نيفتاده است .